|
83 - پف كردن خورشيد
در زمان خلافت هارون الرشيد، (پنجمين خليفه عباسى ) زيارت مرقد شريف امام حسين
(عليه السلام ) بسيار علاقمند پيدا كرد، به گونه اى كه اطراف قبر از ازدحام جمعيت
از زن و مرد و سنى و شيعه ، موج مى زد.
اين موضوع باعث شد كه هارون مغرور، ترس پيدا كرد كه مبادا همين جمعيت كم كم زياد
شوند، و از مرقد شريف امام حسين (عليه السلام ) خورشيد انقلاب ، الهام بگيرند و كم
كم موضوع خلافت از عباسيان به علويان ، منتقل گردد.
هارون (براى اولين بار) دستور داد، ساختمان مرقد شريف امام حسين (عليه السلام ) را
خراب كردند، و محل مرقد را شخم زده و در آن كشاورزى نمودند، و حتى درخت سدرى را كه
در نزديك مرقد شريف بود و علامت آن مرقد به شمار مى آمد، به دستور هارون ، قطع
نمودند، وقتى كه اين خبر به جرير بن عبدالحميد رسيد، تكبير گفت و در تعجب فرو رفت ،
زيرا حديثى از رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) معروف بود كه سه بار فرمود: لعن الله
قاطع السدرة : خداوند قطع كننده درخت سدر را لعنت كند.
جرير گفت : اكنون معنى حديث فوق را فهميدم
(375)
آيا هارون با اين حركات مذبوحانه و ترفندها توانست نور خدا را خاموش كن ؟! بايد
گفت :
چراغى را كه ايزد برفروزد
هر آنكس پف كند ريشش بسوزد
|